|
سخنی چند با خوانندگان گرامی.
محمد کریم بلوچ
چندین اے ـ میل و کامنت در مورد مقاله « آینده بلوچستان درخشان است» که
دروبسایتها و وبلاگهای بلوچی، کردی، عربی و فارسی پخش شده به دستم
رسیده است.
قبل از هر چیز لازم می بینم و بجا ست تا ازدوستانی که لطف کرده و نوشته
هایم را دروبسایتها و وبلاگهایشان آورده اند، صمیمانه تشکرکنم...
دراین نوشته مختصربه کامنتها و نظریات خوانندگانی می پردازم که به
زندگی و آینده مان امیدوار هستند. زیرا براین باورهستم که مثبت بودن
نسبت به زندگی ، مشکل گشایی، چاره جویی و امید به آینده را بر منفی
گرایی ونظرات تکراری منفی بافان می توان آگاهانه ترجیح داد. از منفی
گرایان و منفی بافان منظورم منتقدان گرامی نیست.
بسیاری ازخوانندگان عزیزاز«آینده بلوچستان درخشان است» استقبال کرده
اند و نوشته اند که محتوای مقاله حرف دل آنهاست .
ضمن سپاس فراوان از لطف این هم زنجیران، لازم است یادآوری
کنم که صدها نویسنده چیره دست و شاعر گرانقدربلوچ ازدردهای بیشمار بلوچ
و اوضاع بلوچستان اشغالی نوشته اند، به شرح و بیان مسائل و مشکلات
پرداخته اند. با وجود هزاران آثار با ارزش که بصورت نثر و نظم به زبان
شیرین بلوچی و زبانهای دیگربقلم آورده شده اند، بازهم گفتنی و نوشتنی
زیاد داریم. آنچه را که در هشتاد و یک سال گذشته در بلوچستان غربی و در
شست و یک سال گذشته در بلوچستان شرقی برمردم بلوچ ، بر فرد فرد مان ،
بر جامعه بلوچ ، بر اقتصاد گروگان گرفته شده بلوچستان، بر سرزمین مادری
مان رفته است چگونه می توان نوشت؟
حرفهای ناگفته هزاران هزارپیرو جوان فداکاروسرمچارشهید را چگونه می
توان نوشت؟ هیچ قلم یا کامپیوتری را یارای آن نیست تا ازسوگواری و
دردهای مادران مقدس و خواهران داغدارو از اشکهای یتیمان بیشمار و ...
بنویسد. مگرمی توان آنچه را که پدران صبور و آهنین عزم مان شاهد هستند
به قلم آورد؟ آیا می توان افکارشهید یعقوب مهرنهاد را بر بالای داردر
لحظات آخرزندگی پر بارش نوشت؟
اما حرفهای نا گفته را حتی الامکان باید گفت و نوشت. چه با قلم، چه با
تفنگ به پارس و پنجاپی باید فهماند که دیگربس است ، گورشان را باید گم
کنند. زیرا بلوچستان طلایی با سرمایه ها، منابع طبیعی ومعادن بی نظیرش
ارث پدری آنها نیست. بلوچ به حقوقش آگاه است
و برای گرفتن این حقوق از دست رفته به پا خاسته است. بخوبی می دانیم که
وجود و حضور شوم جنایتکاران زالو صفت پارس و پنجاپی در بلوچستان غنی
بخاطر سرمایه های ملی مان، بخاطر نفت و گاز بلوچستان و دریای پهناور و
... است. برای چپاول و به یغما بردن همین سرمایه هاست که اینچنین
وحشیانه به جان و مال مان یورش برده اند و برای سیرکردن غریزه های
برتری طلبانه و زیاده خواهانه حیوانی دست به هر جنایتی می زنند و در
نتیجه روز به روزهارتر شده و از انسانیت دورترمی شوند.
دوستانی لطف کرده و نوشته اند که این مقاله می تواند سر آغازی برای
تحقیق بیشتر در
مورد منابع و معادن بلوچستان غنی باشد. با تشکرازاین عزیزان لازم به
یاد آوری است که بسیارند مقالات و نوشته هایی که در این باب نوشته شده
اند. اما مشکل کار اینجاست که اگرنویسندگان و کاوشگران پارس و پنجاپی
دراین مورد نوشته اند ادعا های بیجا دارند که آنها مالک و ارباب هستند
وما رعیت! بدین دلیل آنچه را که برای خود مناسب می دانند به گونه ای می
نویسند که بتوانند طلبکارانه و دردرازمدت نیزبه غارت سرمایه های مان
ادامه دهند. و اما تحقیق و جمع آوری اطلاعات واقعی وعلمی در این مورد
یکی ازاساسی ترین وظایف وکارهای انجام نشده نسل بپاخاسته و آگاه بلوچ
است. لازم و حیاتی است که خودمان بدانیم چه
سرمایه های نهان و آشکاری درگنجین گلزمین مان داریم.
لازم و به مراتب مهمتر است که از جزئیات منابع طبیعی و معادن
مان هم آگاهی داشته باشیم. مثلا در کجای بلوچستان، در چه مناطقی، در
کدام کوهها معادن مس، آهن و طلا داریم و... تا بتوانیم پتانسیل اقتصادی
گنجین بلوچستان را واضح تر بسنجیم. این کار نیازبه افراد متخصص و
تحصیلکرده و ملی دارد که الحمدالله داریم.
از همین لحظه می توان شروع کرد چه فردی و گروهی و چه ازطریق سازمانها و
احزاب آینده نگر ومسئول و ملی بلوچستان. این وظیفه ملی و کار اساسی را
نباید به تاخیر انداخت. طی دهه های اخیر روی تاریخ پر افتخارمان کارشده
و مورخان گرانقدر بلوچ در زمینه تاریخ گنجین بلوچستان تحقیق کرده و
کتابها و مقالات تحقیقی و مستند با ارزشی نوشته و پخش کرده اند. هم
اکنون با وجود دهها اثر مستند و با ارزش از مورخان خودی و بلوچ مان
دیگر لزومی نیست تا به تحریفات «مورخان» پارس و پنجاپی توجه کنیم.
این را الگوی کارمان قرار دهیم وبرای تحقیق و جمع آوری اطلاعات
در مورد منابع و معادن گنجین گلزمین وقت و نیروی لازم را بگذاریم و این
ضرب المثل معروف راهمیشه بیاد داشته باشیم که « وپتگین مرد ءِ میش
نرکاریت» .
برخی از دوستان کنجکاوی کرده و پرسیده اند که محمد کریم بلوچ نام اصلی
است یا مستعار.
خطاب به این دوستان کافی است بگویم که در بلوچستان آزاد فردا هرکس که
درمساجد، بر چهارراه ها ومحلهای تجمع عمومی، در مجلس ملی بلوچستان، بین
مردم و خطاب به مردم بلوچ صادقانه و مخلصانه حرفهایی زدند که مفهوم و
مضمون شان با نوشته هایم همخوانی داشته یا شبیه باشند، بدانید که یک
«محمد کریم بلوچ» است.
لازم به ذکر است که بسیارند «بلوچ اوبادگان» که از محمد کریم بلوچ به
مراتب بهترمی نویسند وبیشمارند بلوچهای فداکار
که ازنظرآگاهی، مبارزه و ایثار به
درجات معنوی بالاتری صعود کرده اند.
برخی از خوانندگان عزیز نوشته اند که بهتر است به شهدین بلوچی بنویسم
زیرا که زبان مادری مان است. با این دوستان کاملا موافق هستم. برای
نگارنده این سطور زبان فارسی در ۲۵ سال اخیر هیچ گونه کاربردی نداشته
است... زبان فارسی زبانی محدود به ایران است و مربوط به فارسهاست و در
خارج از ایران فقط بین نسل اول پناهندگان فارس رایج است. بسیاری از
فارسهای نسل دوم در خارج فارسی بلد نیستند. برخی ازفارسها از به کار
بردن زبان فارسی و حتی ایرانی بودن خود احساس حقارت می کنند. زیرا مردم
دنیا می دانند که ایران کشوری عقب افتاده است و حکومتش ازآخوندهای
جاهل، فالانژها و اوباشان مذهبی، تروریستان حرفه ای و خرافه پرست تشکیل
شده است .
البته در تاجیکستان و افغانستان زبان دری رایج است که با«فارسی تهرونی»
فرق زیادی دارد . البته زبان دری از فارسی رایج در ایران اصیل ترهم
هست. ما حرفها ی ناگفته وگفتنی هایی داریم که لازم است فارسها نیز باید
بخوانند و بدانند. فارسهایی که بویی از
انسانیت و اسلام نبرده، سد اصلی پیشرفت ملت بردبارو مقاوم بلوچ و باعث
ویرانی و تباهی بلوچستان هستند. به زبان فارسی به آنها می گوئیم که
وجود آن فاشیستان خونخواردر بلوچستان، اشغالگری است و زبان و فرهنگ شان
بر ما تحمیل شده اند. زبان شیرین بلوچی را
که نمی فهمند چون با ما و با زبان مان بیگانه اند پس به زبان فارسی می
نویسیم ومی گوییم که هشتاد و یک سال تبه کاری و غارتگری، ممنوعیت زبان
مادری مان ، شکنجه ، جنایت، قتل، اعدام و به آتش کشاندن هستی و زندگی
ملت مان بس است. باید گورشان را از سرزمین مادری مان گم کنند. اگر
بخواهند یا نخواهند بلوچستان را از وجود کثیف شان پاک خواهیم کرد. پس
برایشان بهتر است که فرصت را غنیمت شمارند وتا دیر نشده به یزد و
اصفهان و کاشان و مشهد و تهران برگردند یا به قولی دیگرمانند لشکریان
اسکندر مقدونی فرار را بر قرار ترجیح دهند.
نامهایی آشنا در اینترنت نیزبین فرستادگان اے - میل ها نیز هست که
جایگاه با ارزش و خاص خود را دارند. ضمن سپاس فراوان از پشتیبانی،
راهنمایی و تشویق های این بزرگان فرهیخته، نوشته را با گوهران یکی
ازاین عزیزان به پایان می رسانم.
«به امید روزی که دیگردربند نباشیم.»
آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان.
پروشت ءُ پروش بات ایران ءِ شیعی ـ فاشیستی حکومت.
شهدین بلوچی سبز بات.
محمد کریم بلوچ
۱۴ فوریه ۲۰۰۹
|