Home | تاریخ | نبشتانک | مقالات فارسی | English | حقوق بشر | آزمانک, داستان | شاعرانی دیوان | عکس | زنان و کودکان | زبان و کتاب | اجتماعی، فرھنگی

 

 

تاریخ بلوچستان
www.balochetawaar.com
 نویسندہ: گل خان نصیر
مترجم: ملک بلوچ
مقدمہ

ھر قوم کہ تاریخ خود را بدست فراموشی سپارد سریع از میان میرود و این حقیقتی انکار ناپذیر است ـ تاریخ اقوام زندہ آینہ گذشتہ اند کہ حال را در آن میبینند و برای ساختن آیندہ ای روشن و کامیاب میتوانند بہ کمک آن راہ صحیحی انتخاب نمایند ـ این صلاحیت را بدست خواھند آورد کہ اگر در میان قوم اشتباھی رخ دادہ از تکرار آن جلوگیری کنند ـ اقوامی کہ فرصت پندآموزی تاریخ را از دست دھند در میدان زندگی نمیتوانند ھیچ گونہ راھی منطبق بر خصوصیات و روایات قومی برای خود انتخاب کنند ـ ھموارہ درگیر مشکلات شدہ و اسیر اشتباھات خود میگردند ـ ھمانطور کہ این مشکلات برای اجدادشان اتفاق افتادہ است ـ در این حالت پیشرفت آنھا کند میشود و راہ ترقی مسدود میگردد ـ بتدریج شیرازہ قوم میگسلد و تا حدی پراکندہ میشود کہ تمام خصوصیات قومی ای کہ برای وجود و ھستی یک قوم ضروریند از میان میروند ـ افراد چنین قومی بہ گردن نھادن حلقہ بردگی اقوام زندہ دیگر با رضایت تن در دادہ و بدینصورت وجود قومیت او از صفحہ ھستی از بین میرود ـ
طبق این قاعدہ کلی اگر آنرا با قوم بلوچ تطبیق دھیم چنین بہ نظر می آید، این قوم کہ تا حال تاریخ او جمع آوری و مرتب نشدہ از میان خواھد رفت و این نابودی سریع خواھد بود ـ اما اگر خصوصیات قومی و روایات و حالات تاریخی این قوم صحرانشین را با دقت بیشتری بررسی نمائیم این حقیقت آشکار میشود کہ با وجود گذشتن از طوفان دہ ھا جنگ بزرگ و انقلابات طوفانزا، این قوم پراکندہ و غیر منظم ولی جفاکش و جنگجو نہ فقط زندہ است بلکہ مالک سرزمین خود نیز میباشد، دلایل زیادی وجود دارد کہ بزرگترین آنستکہ این قوم باوجود مشکلات فراوان و پراکندگی علاقہ خاصی بہ تاریخ قوم خود دارد ـ
تاریخ گواہ است کہ این سرزمین کوھھای صعب العبور سربفلک کشیدہ، دشتھای سرسبز و آباد بسیار وسیع، صحراھای بزرگ و زمین ھای زرخیز را در خود جای دادہ است ـ در جنوب از کنارہ ھای بندرگاہ بزرگ بین المللی کراچی گرفتہ تا بندرعباس و امواج دریای عرب در رسیدن بہ ساحل آھنگ عظمت آنرا مینوازند ـ این وطن پاک اجداد ما است کہ دنیا آنرا بہ نام بلوچستان صدا میزند ـ تاجایی کہ تاریخ بہ روشنی گواھی میدھد این حقیقت است کہ این سرزمین درگذشت ایام "زمانھای بسیار قدیم" مادر وطن بلوچھا بودہ است ـ البتہ فراز و نشیب زمان و حملات و تک و تازی ھای جھانگیرانہ اسکندراعظم، چنگیز خان مغل، تیمور و فاتحین باجبروت بزرگی چون نادرشاہ افشار و در دورہ ھای مخوف و ترسناک دیگر، میتوان گفت کہ در مرزھای بلوچستان تغییراتی بوجود آمدہ است ـ در بعضی موارد قسمتھای بزرگ یا کوچکی بہ انضمام کشورھای ھمسایہ درآمدہ است ولی حقوق مالکانہ این مناطق ھموارہ در مالکیت بلوچھا بودہ است ـ تاریخ شھادت میدھد زمانی کہ موقعیت و حالات مناسبی پیش آمدہ، بلوچ با وجود پراکندگی بر خلاف دشمن موفقانہ سعی در ایجاد اتحاد و یکپارچگی نمودہ است ـ این خاصیت افتخار آور قوم غیور و آزادمنش ما است کہ در بدترین حالات و در زمان فاتحین خون آشام و در قتل عام و بربریت وحشیانہ آنھا کہ دولت ھای بزرگ آسیایی چون خس و خاشاک از میان بردہ شدند و شیرازہ قومی شان چنان گسست کہ بار دیگر نتوانستند سر برآورند، درچنین زمانی بلوچھا در میان کوھھای سر بہ فلک کشیدہ خود پناہ گرفتہ و خود را از مظالم آنھا نا تنھا محفوظ نمودند، بلکہ زمانی کہ فرصت یافتند دشمنان خود را بزور شمشیر از وطن خود اخراج نمودند ـ چنانچہ قیام و مبارزہ، جنگ و رزم آرایی ھای اجداد ما بر علیہ سلوکس جانشین اسکندر بزرگ در کلات، نمایندہ چنگیز خان مغول، زنون بیگ نمایندہ حاکم ھرات و آقا جعفر نمایندہ کامران مغول نشانگر و مؤید آنست کہ قوم بلوچ نمیتواند در بردگی دیگران بماند ـ
سرزمین بلوچستان کہ تاریخ جلد اول و دوم آن در پیش نظرتان است کلا آن سرزمینی نیست کہ امروزہ در نقشہ ھا بعنوان بلوچستان نمایاندہ میشود ـ این در حقیقت آن قسمت از بلوچستان است کہ در تاریخ پانصد سالہ بلوچ افتخار مرکزیت بلوچستان را داشتہ است ـ این بلوچستان کامل نیست ـ دولت بریتانیا برای مقاصد و منابع امپریالیستی خود قسمت ھایی از بلوچستان را بعد از تجزیہ طبق معاھداتی بنام بلوچستان از جملہ معاھدہ گندُمَک بسال 1879 میلادی و طبق معاھداتی دیگر قسمت ھایی از سرزمین اشغالی افغانستان پتان نشین را نیز شامل بلوچستان نمودہ است ـ
در عھد میرخدادخان و در طی ایندورہ بدلیل جنگھای 21 سالہ حکومت بلوچستان با سرداران قبایل، سازش و دخالت ھای خارجی دولت ضعیف شدہ بود ـ با بھرہ برداری از این موقعیت سرداران قبایل دور دست تقریبا بصورت خودمختار بودند ـ بعضی از این خوانین حاکمیت حکومت ھای ھمسایہ را پذیرفتہ بودند ـ در زمان حکومت نمایندہ بریتانیا سر رابرت سندیمن در گزارش خود مرزھای بلوچستان را چنین آوردہ است ـ "قبل از آنکہ ما مداخلات خود را در بلوچستان شروع کنیم، حدود مرزھای خان "بلوچستان" از طرف شمال بہ شالکوٹ " کویتہ" و از جنوب دریا، از مغرب بہ ماورا، خاران و پنجگور و تمام مناطق بلوچ نشین تا حدود دولت فارس و از طرف مشرق تا حدود سند و پنجاب گستردہ شدہ است ـ
اگر 200 یا 300 سال قبل از دورہ میرخداداد، عھد میرعبداللہ 31 – 1716 م و میرنصیرخان اول 95 – 1749 م حدود و ثغور بلوچستان را تعیین کنیم، بدون مبالغہ میتوانیم بگوییم کہ در دورہ حکومت این خوانین بجز برخی از نواحی سیستان تمام سرزمینھایی کہ از زمانھای بسیار قدیم و تاکنون بلوچھا در آن زندگی میکنند جزو حکومت مرکزی بلوچستان بودہ و بلوچستان نامیدہ میشدند ـ حدود آن از شمال از میان درّہ گوازہ و شورواک، ساحل جنوبی دریای ھیلمند تا گرم سیل در یک طرف و از طرف دیگر رشتہ کوھھای تکتو بہ ھمراھی سبی، شمال کوھستان مری تل چوتالی ھمراہ درّہ گومل کہ بلوچھای قیصرانی در روستایی بنام دیوا زندگی میکنند گستردہ شدہ است ـ این مناطق مرزھای طبیعی بین بلوچھا و پتانھا ھستند ـ از طرف دیگر در قسمت جنوب ھرندوداخل "دیرہ غازی خان" و از شکارپور تا کراچی و از کراچی بہ انضمام تمام نواحی بندری ساحل بلوچستان تا بندر عباس، از مغرب دریای میناب، از مُلکی چیدہ تا سیستان و گرم سیل آن تمام مناطقی کہ فقط بلوچھا زندگی میکنند و از مشرق ھرندوداخل تا پنجاب گستردہ شدہ است ـ این اصل بلوچستانی است کہ در جلد اول و دوم در بارہ وقایع آن نوشتہ میشود ـ
در زمان انتشار جلد اول سرزمین بلوچستان عھد نمودم کہ بلوچستان و خصوصا در نگارش تاریخ صحیح قوم بلوچ نھایت کوششم را بہ عمل آورم ـ اسناد و مدارکی کہ از ملزومات ھستند در بلوچستان وجود ندارند ـ آثار و ابنیہ تاریخی و ملی قوم آنقدر کم ھستند کہ با نبودشان برابرند ـ بنابراین من نمیتوانم ادعا کنم کہ تاریخ صحیح قوم را ارائہ مینمایم ـ ولی من بہ ھموطنان عزیز اطمینان میدھم کہ از شروع این کار بزرگ و بعد از سالھا جد و جھد و کند و کاو بخاطر تکمیل جلد اول و دوم تاریخ بلوچستان در ابتدا ھدفم این بودہ کہ بلوچھا را در مورد کارنامہ رشادت ھا، دلیری و جانگذشتگی اجدادشان آشنا کنم و برای اتحاد قومی، چنان فضایی از جانگذشتگی و بخوت آمادہ نمایم کہ جوانان در آن برای سربلندی و آزادی وطن و برای قوم خود در مرکزی جمع شوند و از ھیچ فداکاری ای دریغ ننمایند ـ
برای من این امر کہ قوم بلوچ قدر خدمات مرا بجای آوردہ و بہ تاریخ بلوچستان اھمیتی خاص دادہ و آن را دست بہ دست میگرداند موجب مسرت و سرفرازی است ـ این کار کہ موجبات تشویق مرا فراھم آوردہ دلیل بر این است کہ این قوم دلیر و شجاع با وجود مشلات و نامرادی ھا و کشمکش ھای داخلی و تاراج اقتصادی خودی و بیگانہ و بازی ھای سیاسی داخلی و خارجی تاکنون چون نیاکان دلیر خود شدیدا این احساس را کہ یک قوم زندہ، سربلند و سرفراز نامیدہ شود دارد ـ برای ھر قوم ھیچ چیز نمیتواند مھمتر و مایہ سعادتمندی باشد کہ آن قوم بر کارنامہ زرین نیاکان خود کہ در لابلای صفحات تاریخ مزین گردیدہ اند با افتخار سربلند کند و طبق نقش اقدام آنھا بجلو حرکت کند و خود را برای پیروزی ھای قومی سعادتمندی در رسیدن بہ سرمنزل آمادہ کند ـ اینرا نمیتوان انکار کرد کہ حس زندہ ماندن بلوچ بہ عنوان یک قوم و ادامہ حیات طبق و روایات و اصول قابل فخر و حل مشاکل اجتماعی و زندگی در چھارچوب سُنن، آداب و خصوصیات قومی در این قوم موجود است ـ بہ این دلیل یک مورخ بدون شک میتواند مدعی شود قومی کہ تمام فکر و خیال او در قدم گذاشتن در جای پای نیاکان خود است و زندہ ماندن را طبق اصول و روایات خود میخواھند نمیتواند بردہ قوم دیگری باقی بماند ـ در این زمان کاملا ضروری است، اعضای این قوم کہ در دشت و صحرا ھا و کوھستانھای مادر وطن بلوچستان با بیخبری در حرکتند از این حقیقت مطلع شوند ـ این بزرگترین ھدف از انتشار تاریخ بلوچستان و تقدیم آن بہ قوم است ـ
بلوچھا نسبت بہ روایات تاریخی قوم خود شدیدا علاقہ مندند و بدان دلبستگی دارند ـ مثال زندہ اشعار پانصد سال گذشتہ رزمی ای است کہ حاوی تاریخ قوم بلوچ ھستند کہ سینہ بہ سینہ منتقل شدہ و تاکنون با علاقہ شدیدی این اشعار خواندہ و شنیدہ میشوند ـ بیان این نکتہ خالی از لطف نیست، زمانی کہ من مدیر نشریہ ھفتگی " نوای وقت" بودم، یک صبح شخصی عادی کہ او را نمیشناختم پیشم آمد ـ او تقاضای جلد اول تاریخ بلوچستان را نمود ـ تنھا جلدی کہ نزدم بود بہ او دادم، او از اطاق خارج شد و در زیر سایہ بان راھرو در حیاط نشست و چنان غرق در مطالعہ کتاب شد کہ تا وقت نماز ظھر از جایش تکان نخورد ـ زمانی کہ من او را بدین وضع دیدم، سئوال کردم کہ چرا کتاب را با خود نمیبرد ـ جواب داد کہ پول ندارم ـ من مجانا کتاب را بہ او دادم کہ او از پذیرفتن آن امتناع ورزید و گفت این خدمت بزرگی کہ شما برای روشنی تاریخ قوم انجام دادہ اید، اگر بیشتر از قیمت کتاب را نمیتوانم بدھم، حداقل قیمت آنرا باید بپردازم ـ "برای من چہ چیزی بہ عنوان فردی بلوچ، رفتار باخلوص و جذبہ بلوچ دیگری بھتر و گرانبھا تر خواھد بود؟ بنظر من او با خلوص گفتارش قیمت گرانبھایی کہ خود احساس نمیکرد پرداخت نمود ـ او درنھایت رضایت داد کہ کتاب ببرد و ھر زمان کہ توانست قیمت آنرا بپردازد کہ چند ماہ بعد قیمت کتاب را ارسال نمود ـ بدون شک بلوچستان گھوراہ چنین افراد دردمند، پاک و با دیانتی است کہ بہ تاریخ و روایات قومی خود شدیدا علاقہ مندند ـ
نمیتوانم ادعا کنم آنچہ را کہ بنام تاریخ بلوچستان جرات نمودہ تقدیم حضورتان کنم، تاریخی کاملا مفصل و جامع از ریشہ قوم بلوچ است ـ ولی با اطمینان میتوانم مدعی شوم کہ از اوایل قرن پانزدھم تا دورہ حکومت انگلیس ھا، حکومت بلوچھا در کلات تنھا حکومت بلوچی ای در آسیا بودہ کہ مستقل بودہ و مرکزیت داشتہ است ـ در این نوشتہ از وظعیت بلوچھا و مناطق زیر نفوذ آنھا و حالات سیاسی و قبایلی آنھا آنچنان تصویری کہ حادث شدہ است خواھد آمد ـ این مطالب را قطعا میتوانم تاریخ بلوچستان و تاریخ قوم بلوچ بنامیم زیرا در پانصد سال گذشتہ بلوچستان و تاریخ قوم بلوچ بدون شک در اطراف حکومت مرکزی کلات دور میزند ـ
از این شکی نیست کہ برای جمع آوری، مرتب نمودن، ربط دادن مدارک با یکدیگر مشکلاتی بوجود آمد ـ برای جلد دوم چنین مشکلات بزرگی پیش نیامد، ولی در این روند حالاتی پیش آمد کہ برای ربط دادن مطالب احتیاج بہ تامل و بررسی دقیق و احتیاط زیاد بود ـ بطور مثال حوادث دورہ میر خدادادخان آنقدر کھنہ نشدہ اند کہ طرفین تلخیھا را کلا از یاد بردہ و بدور اندازند ـ در ادوار پرآشوب بلوچستان اگر چہ خان قلات و دوستانش درگیر جنگھای داخلی بودند، ولی بلوچھا از مرحلہ قبائلیت بہ سوی قومیت در حرکت بودند کہ با دخالت و دست اندرکاری انگلیس ھا انجام دلخراشی یافت کہ در آن طرفین، خوانین و انگلیسھا در انجام این عمل مشترک بودند ـ تاکنون بین فرزندان این خوانین کشمکش وجود دارد ـ این وقایع و ناآرمی ھا در مقابل مورخ قوم پرستی کہ سرشار از جذبہ است و میخواھد حوادث را صحیح بررسی کردہ و آنرا بر آساس و پایہ ای درست ارائہ دھد، نمیتواند از نظر دور بماند ـ چنانچہ در این مورد مورخ کمی بی احتیاطی بہ خرج دھد موجب پیچیدگی و مشکلات بزرگی خواھد گردید کہ در راہ یکپارچگی قومی، وجود و ھستی او سنگ بزرگی در جلوی راہ خواھد بود ـ در ضمن انگلیسھا برای حصول مقاصد امپریالیستی و غاصبانہ، کنترل بلوچستان و محکم نمودن پایہ ھای خود واقعیات و حوادث تاریخی را بہ صورت نادرست ارائہ دادہ اند ـ برای یک مورخ قبول آنھا، دریافتن صحیح حالات و درستی رویات قومی و قبیلہ ای بعد از تجزیہ و تحلیل و باریک بینی و تجسس کار بسیار مشکلی است ـ این مشکلات را حس کردہ و دوران میر خدادادخان و میر محمود خان دوم را بررسی نمودم ـ من نمیتوانم ادعا کنم کہ در این کوشش تا اندازہ موفق خواھم شد ـ اما بہ خوانندگان گرامی و افرادی کہ اعمال اجدادشان در این تاریخ آمدہ است اطمینان میدھم کہ در ین مورد نیت من نیک و قوم پرستانہ بودہ است ـ در حد توان ھیچ مطلب و واقعہ ای کہ سند درستی از آن در دست باشد آوردہ نشدہ است ـ باوجود این چنین چیزی از قلم من آمدہ و یا واقعہ ای بیان شدہ است کہ قلب بلوچی آزردہ شود کاری عمدی و از روی خواست نبودہ است، بلکہ از روی فراموشی، ناآگاھی نہ جانبداری و طرفداری بودہ است ـ
در دورہ متعلق بہ دورہ حکمرانی خان بزرگ میراحمدیارخان، اینقدر کافی است کہ گفتہ شود کہ در آن دورہ خود وجود و حضور داشتہ ام ـ از تاجگذاری خان بزرگ تا نوشتن این سطور در تمام حالات و وقایعی کہ رخ دادہ بعنوان یک کارمند دولتی و بعد از آن بعنوان یک سیاستمدار نقش داشتہ ام ـ بدلیل نزدیکی و ھمکاری با خان معظم اعتماد خاصی بہ ایشان دارم ـ بہ دلیل نزدیکی من با خان بزرگ این امکان برایم بوجود آمد کہ او را از نزدیک شناختہ و مورد مطالعہ قرار دھم ـ اگر بگویم ھیچیک از کارھای سیاسی خان از من مخفی نبودہ ھم اشتباہ نیست و نمیتواند باشد ـ وقایع تاریخی دورہ خان بزرگ میراحمدیارخان کہ در این کتاب می آیند چنان وقایعی ھستند کہ من خود در آنھا بشکلی نقش داشتہ ام ـ ھر چہ در این مورد نوشتہ شدہ علاوہ بر شنیدن خود شدہ اند کہ در بارہ صحت این گفتار ھیچ گونہ شکی نیست ـ
آنچہ در ارتباط با روابط مسلم لیگ و پاکستان با حکومت کلات و روابط آقای محمد علی جناح با خان بزرگ آمدہ است من بجای مشاھدات شخصی بہ بیانات و اعلانات خان بزرگ بیشتر اعتماد نمودہ ام ـ جراید پاکستانی آنھا را از طرف خان بزرگ گاھا انتشار دادہ اند ـ در این کتابچہ ھا گوشہ ای از مذاکرات را نشان دادہ اند و انتشار آنھا مترادف با آن است کہ بخواھند آفتاب را با یک انگشت پنھان دارند ـ
با احساس مسئولیت تاریخ نویسی از این شکی نیست کہ ذات قابل احترام ملوکانہ خان بزرگ در بعضی موارد سخت ھدف انتقاد قرار گرفتہ است ـ از این بابت از اعلی حضرت عذر میخواھم و بہ او اطمینان میدھم کہ ھدف انگشت گذاشتن روی ذات ملوکانہ نبودہ، بلکہ آوردن درست وقایع تاریخی ای بودہ است کہ در جد و جھد برای بقای قوم بتوان از آن راہ عمل صحیحی انتخاب نمود ـ این گفتار مخالف جذبہ قوم پرستانہ ذات ملوکانہ نیستند ـ
با ارائہ تاریخ بلوچستان در حضور قوم من از دانشمندان این قوم و کسانی کہ از تاریخ و رموز آن مطلعند استدعا دارم کہ اگر کمبود و اشتباھی بنظر می آید لطف نمودہ مرا مطلع سازند تا در چاپ بعدی از آنھا بھرہ جویم ـ
در آخر نمیتوانم بدون تشکر از دوست محترمم آقای ملک محمد پناہ کہ باوجود مشکلات و بیماری زحمت بررسی و بازبینی این کتاب را بخود دادہ است درگذرم ـ
گل خان نصیر - نوشکی