|
Home | تاریخ | نبشتانک | مقالات فارسی | English | حقوق بشر | آزمانک, داستان | شاعرانی دیوان | عکس | زنان و کودکان | زبان و کتاب | اجتماعی، فرھنگی |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تاریخ بلوچستان نویسندہ: گل خان نصیر مترجم: ملک بلوچ تقسیم مناطق مفتوحہ بہ شکل قبایلی در عھد میربجار
تقسیم بندی فوق نشان میدھد کہ تمام مناطق واقع در کُڈ، مستنگ تا جاؤو و شمال و جنوب اِنگول کہ اکنون نیز محل سکونت براھویی ھا است در آن زمان بہ تصرف میربجار در آمدہ اند ـ کوھھای این مناطق سرسبز و درّہ ھا صعب العبور بودند کہ برای چرانیدن دامھا مناسب بود و در زمان جنگ بعنوان قلعلہ طبیعی مورد استفادہ قرار میگرفتند ـ دشتھای این منطقہ سرسبز و شاداب بودند و گندم زیادی در آنجا بعمل میامد ـ در اینجا باغات میوہ فراوان بود و قبایل بلوچ بہ آسانی میتوانستند زندگی کنند ـ بہ این دلیل براھویی ھا این مناطق را برای ھمیشہ مسکن خود اختیار کردہ و شروع بہ ایجاد آبادی ھا نمودند ـ دست کشیدن میربجار از حکومت میربجار طبیعتا انسانی رحم دل، نیک و آزادمنش و دلدادہ شکار بود ـ اگرچہ در میان قبیلہ از عزت و مقام خاصی برخوردار بود و قبایل براھویی برای انجام اوامر او از ھیچ راھی دریغ نمیورزیدند ولی میربجار علاقہ ای بہ حکومت نداشت ـ او حکومت نمودن را پابندی بسیار بزرگ و آنرا بار سنگینی میپنداشت ـ بہ این خاطر او خود را از مدیریت نظام قبایلی آزاد نمودہ و از طریق خشکی برای انجام فرایض حج بہ سوی بیت اللہ روانہ شد ـ او چند سال در مکہ گذراند و در بازگشت ھر سردار قبیلہ را مالک قبیلہ و خودمختار نمود ـ کلات را رھا نمودہ و از حکومت دست کشیدہ، درمیان قبیلہ خود رفتہ و زندگی نمود ـ بدینصورت میربجار تادم مرگ باقبایل آزاد و خانہ بدوش خود در مناطق کوھستانی و دشتھا بہ شکار آزادانہ زندگانی گذارند ـ میربجار در منطقہ سوراب در نغار در گذشت ـ فتح کلات توسط مغولھا میربجار در زمان حیات خود حکومت کلات را رھا نمود ولی از وفات او ھیچ قبیلہ بلوچ دیگری توجھی بہ حکومت ننمود ـ بلوچ طبعا آزاد پسند بود ـ او نہ حکومت دیگران را بر خود میپسندید و نہ بردہ نمودن قومی دیگر و بر او حکومت کردن را دوست داشت ـ آنھا خود آزاد زندگی کردن و بہ دیگران اجازہ زندگی آزاد را میخواستند ـ از دیگران فقط آن مقدار کہ زندگیشان بگذرد میگرفتند ـ میرچاکر، میرگوھرام و میربجار پرچمداران آن خصایل بودند ـ بلوچھا در آن دورہ در نھایت صبور و قانع بودند ـ برای بدست آوردن بیشتر از آنچہ کہ نیاز داشتند علاقہ چندانی نداشتند ـ اگر بلوچھا در آن زمان ھوس کشور گشایی میداشتند، حکومت ھای فاسد سند و پنجاب حتی مدت بسیار کوتاھی ھم نمیتوانستند در مقابل شمشیرھای خون آشام بلوچھا مقاومت کنند ـ اگر فتوحات محمدبن قاسم، نادرشاہ و احمد شاہ ابدالی درست بررسی شوند دیدہ میشود کہ آنھا بہ کمک این قوم صحرانشین توانستہ اند بہ فتوحات ھند و سند خود نائل آیند ـ ولی این قوم خود در میان کوھھا و صحراھای لم یزرع گوشہ گیری اختیار نمودہ زندگانی گذراند ـ حکومت ھای بدست آمدہ را رھا نمودند و بہ تخت و تاج پشت پا زدہ و خود را از آن کنار کشید ـ بلوچھا در مقابل آزادی خود ھیچ چیزی را بیشتر ارزش قایل نبودند ـ آنھا در زندگی گرسنگی و تشنگی را تحمل نمودہ ولی از حاکمیت ناخرسند بودند و مرگ را بر زندگی در تحت تسلط دیگران بیشتر میپسندیدند ـ زمانی کہ میر بجار بہ حکومت کلات پشت پا زد و راہ دشت و کوھھا را اختیار نمود، دیدہ شد کہ در دل ھیچ سردار دیگر بلوچی شوق گرفتن کلات پیدا نشد و بدین صورت حکومت کلات چند سال بدون حاکم بود ـ در این زمان کامران مغول در قندھار حکومت خاندان ارغوان را از میان بردہ و حکومت خود را برقرار نمود ـ او لشکر کوچکی برای فتح کلات فرستاد و کلات بدون مقاومت فتح شد ـ بعد از تصرف کلات توسط مغولھا چشمان قوم براھویی باز شد ولی پشیمانی سودی نداشت ـ تیر از کمان رھا شدہ دیگر باز نمیگردد ـ کامران مغول حاکمی در کلات تعیین نمود ـ روایت میشود کہ در میان این حاکم و دھوارھای کلات پیمانی بہ این صورت منعقد شد کہ آنھا یکدیگر را با اسلحہ ھای آھنی، سنگی و چوبی مورد حملہ و ضرب و شتم قرار ندھند تا در میان آنھا دوستی و یگانگی برقرار شود ـ اما مغولھا زود این پیمان را شکستند و دست ظلم را بہ سوی مردم کلات دراز نمودند ـ این وضعیت موجب پریشانی زیاد مردم کلات را فراھم آورد، تا آن حد کہ رفتہ رفتہ ظلم و ستم مغولھا قابل تحمل و برداشت نبود ـ در آخرکار بہ مصداق تنگ آمد بہ جنگ آمد ارباب شمس الدین و گوھرام کہ سردار ھای دھوارھا بودند با میرابراھیم خان میروادی شروع بہ سازشھایی بر علیہ مغولھا کردند ـ میر ابراھیم میروادی کہ بعد از میربجار سردار قبیلہ میروادی بود در نغار واقع در منطقہ سوراب زندگی میکرد ـ ارباب شمس الدین و گوھرام بہ نغار رفتند و میر ابراھیم خان را ملاقات نمودند و بر خلاف مغولھا در کلات عھد و پیمان نمودہ و تاریخ معیینی برای قیام مقرر نمودند ـ قیام ارباب شس الدین بہ رھبری و قیادت ارباب شمس الدین و گوھرام، دھواران در قلات علم شورش را برافراشتند و مخفیانہ آمادگی ھایی را شروع کردند ـ اما آنھا عھد و پیمان خود را با حاکم مغول حفظ نمودند ـ دھواران ھمت تازہ ای کسب نمودند و آنھا حدود 100 نان ضخیم تافتان بنام بیزن پختہ و چند روز گذاشتند کہ نان ھا خشک و سخت شوند ـ حاکم مغول خیلی کم از قلعہ خارج میشد ـ ارباب شمس الدین و گوھرام برای ملاقات حاکم تاریخی تعیین نمودند و در آن روز 100 دھوار را کہ ھر یک نانی بیزنی زیر بغل داشت بہ ھمراہ بردند ـ با رسیدن بہ دربار دھوارھا نان ھا را از بغل درآوردند و ناگھان بہ حاکم حملہ نمودند و آنقدر حاکم را با این نان ھا زدند کہ بہ قتل رسید ـ خبر شورش در کلات منتشر شد ـ میرابراھیم خان میروادی کہ با قرار قبلی در میان کوھھای شاھمرادن و سنگ انداز لشکر خود را آمادہ و مخفی نگھداشتہ بود با شنیدن غوغا و خبر شورش بہ کلات حملہ نمود ـ براھویی ھا با شمشیر ھای برھنہ خود وارد کلات شدند و شروع بہ قتل عام مغول ھا نمودند ـ ھمہ افراد حاکم مغول بہ قتل رسیدند و فقط تعداد انگشت شماری توانستند جان سالم بدربرند ـ این شاخہ از دھواران تاکنون در قلات بہ ڈوڈکی مشھورند ـ میربجار بدون فرزند وفات کردہ بود و بہ این دلیل کہ براھویی ھا کلات را متصرف گشتند تخت حکومت را بہ میرابراھیم خان میرواڈی دادند ـ میر ابراھیم خان مثل یک بلوچ آزاد از قبول حاکمیت سرباز زد ـ اما او بہ اسرار قبایل (براھویی) رضایت داد کہ نوہ اش میرحسن بہ حکومت کلات تعیین شود ـ بدین طریق براھویی ھا بہ اتفاق میرحسن بہ عنوان خان کلات تعیین نمودند ـ
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||